آیدا جونمآیدا جونم، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

دنیای قشنگ آیدا

آیدا و خوابه نیمروز ...

بعد از اینکه با آیدا خانوم زحمت کشیدیم و تعداده زیادی عکس گرفتیم که چن تایی شو دیدین ایشون غذاشونو میل کردن و به استراحت نیمروزی فرو رفتن ... و من همچنان عکس میگرفتم ...
25 خرداد 1392

آیدا رفته حموم تمیز شده پیشه همه عزیز شده

آیدا همیشه موقع حموم رفتن گریه میکنه . تا بهش میگیم آیدا بریم حموم سرتا بشوریم فوری میگه نه نه نه. اگه قضیه واقعا جدی باشه که دیگه چشمتون روز بد نبینه از همون موقع وارد شدن به حموم گریه میکنه تا موقعی که میخواد بیاد بیرون . یعنی فقط از قسمتی که سرش رو میشورن خیلی وحشت داره نمیدونم شاید چون چشماش باید بسته باشه و جایی رو نمیبینه میترسه و گریه میکنه . اینم چن تا از عکسای بعد از حمومش دیگه گریه هاشو کرده و خوش اخلاق شده مامانش هم اینقدر لباس پوشونده بش که یه موقع سرما نخوره       ...
21 خرداد 1392

آیدا خانم و ضیافت ماستی

ببینین آیدا دور از چشم مامانش چی کار کرده با خودش البته خودش تنها نبوده همکاراش در این پروژه آقا سعید(پسردایی جونش) و ندا خانم (آبجی قشنگش) بودن . منم فرصتو از دست ندادم و چند تا عکس ازش شکار کردم ماست با شکلات چه مزه اییه؟ خوشمزه س؟ حتما خوشمزه س . چون بازم امتحانش کرد. این گیلاسو از کجا آوردی دخمل؟ و بعد از این اتفاق آیدا خانم بصورت کامل شستشو داده شدند ...
17 خرداد 1392